حسين فاطمى

104

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

شرط او را خريدند مالك او را بر شترى نشاند ، و روى به مصر نهادند و ره ايشان بر قبر مادر يوسف كه راحيل نام داشت بود . چون يوسف از دور قبر مادر را ديد خويش را از روى شتر درافكند و به سر گور مادر آمد و زيارت كرد و بگريست گفت : اى مادر ! اگر هيچ توانى سر از قبر بردار و بنگر با فرزندت چه معامله كردند ، و آنچه با او كرده بودند از سوز دل در سر آن قبر مىگفت : اى مادر ! بىخبرى كه برادران بىرحم مرا از پدر جدا نمودند و در چاه افكندند و بر روى من طپانچه زدند و مرا در بيابان سنگسار نمودند و چنانچه غلامان را « 1 » مىفروشند مرا فروختند و چنانچه اسيران را شهر به شهر مىبردند مرا مىبرند . كعب الاحبار گفت : چون يوسف اين كلمات را گفت از پشت سر هاتفى آواز داد : و اصبر و ما صبرك إلّا باللّه . مالك بن زعير باز نگريد او را بر شتر نديد ، گفت : گفتند اين غلام گريزپا است ، راست گفتند . در ميان كاروان آواز مىداد يوسف را طلب مىكرد و مىگفت اين غلامى كه خريده‌ام بگريخت به خانهء اهل خود . آنگه در آن ميان رسيدند ديدند بر سر گور مادر آمده او را بزدند و بردند . مالك گفت : ما را باور نبود آنچه دربارهء تو مىگفتند تو گريزنده‌اى ! فرمود : من نگريختم لكن اين گور مادر من است . خواستم زيارت كنم . باور نكردند و بندى گران بياوردند و بر پاى او زدند و او را بر شتر سوار نمودند و به مصر بردند . « 2 » جاى اين هست سلامى به جانب يوسف كنيم و عرض نمائيم : يا رسول اللّه عليه السّلام ! فقط به شما سيلى زدند ولى ديگر سر بريدهء پدرت چهل منزل مقابل رويت نبود لكن عيالات حسين عليه السّلام سوار بر شتران نيزه‌داران در جلو محامل آنها را ممنوع از گريه نمودند هر وقت مىرفتند گريه كنند به فرمايش سيد سجاد عليه السّلام كه فرمود : ان دمعت عن احدنا عين قرع رأسه بالرّمح . [ اگر اشكى از ديدگان يكى از ما فرو مىريخت با نيزه بر سرش مىكوفتند . ] فى « سفينة البحار » حكى أنّه ( يعنى يوسف عليه السّلام ) لا يمتلىء من الطعام شبعا فى الأيّام المجدبة ، « 3 » فقيل له : تجوع و بيدك خزائن الأرض ؟ ! فقال : أخاف ان أشبع و أنسى الجياع . « 4 » [ حكايت كرده‌اند كه حضرت يوسف عليه السّلام در ايّام خشكسالى سير از طعام نمىخورد پس

--> ( 1 ) - بندگان را ( نسخه بدل ) . ( 2 ) - « تفسير ابو الفتوح » 11 / 33 - 35 . ( 3 ) - اى القحوا . ( 4 ) - « سفينة البحار » 1 / 59 .